خرید بک لینک

درباره سایت

قلب یخی

ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ ! ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ؛ ﻧﻪ ﺗﻮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﮔﺬﺷﺖ

امکانات وب

Music Code bY: 6i6e

آپÙx84Ùx88د عکس Ùx88 Ø¢Ùx87Ùx86Ú¯

کد Ùx90کج شدÙx8eÙx86Ùx90 تÙx8eصآÙx88Ûx8cر

کداÙx87Ùx86Ú¯ براÛx8cساÛx8cت

-->-->-->

تصاÙx88Ûx8cر تصادÙx81Ûx8c

-->-->-->

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي بر لبه تخت نشسته ام .اتاق تقریبا تاریک است و نور زرد کم رنگی که از سمت خیابان می تابد. ازلابه لای پرده عبور کرده و بر روی قسمتی از صورت زیبایش جا خوش کرده است . پنجره اتاق نیمه باز است و گاهی نسیمی از لای پنجره در اتاق میوزد و با هر نسیم پرده های اتاق نیز به پرواز در می آیند و او نیز از خنکی نسیم ،پاهایش را به سمت شکم جمع میکند و من همچنان به او خیره نگاه میکنم .لبخندی بر لبانش نقش بسته است .انگار که رویای شیرینی را میبیند او در رویای خودش شاید خواب کسی یا چیزی را میبیند که برایش خوشایند است و بی خبر از من که در کنارش نشسته ام و من به زیباترین چهره ای که حالا در خواب عمیقی است نگاه میکنم. سکوت اتاق فقط با صدای اتوموبیلی که از خیابان در حال گذر است میشکند و بعد از چند ثانیه دوباره سکوت بر اتاق حکم فرما میشود و او همچنان بر روی تخت خوابیده است . از کنار تخت بلند میشوم و در تاریکی شب گشتی در خانه میزنم . همه چیز مثل سابق است و همه وسایل مثل همان روزها در سر جای خود هستند . وچند قاب عکس دونفره از من و او در کنار هم و یک قاب عکس بزرگ از من که درست بر روی میز کنار تلویزیون که در اطرافش چند شمع نیمه سوخته خاموش قرار گرفته اند ، دیده میشود. از اینکه عکسم هنوز هم بر روی میز قرار گرفته خوشحال هستم و میدانم که هنوز هم مرا دوست دارد. به سمت اتاق خواب بر میگردم و دوباره بر لبه تخت مینشینم. اینبار از لبخند بر روی لب خبری نیست . انگار که آن رویای شیرین به کابوسی برایش تبدیل شده باشد در خواب چندین بار اسم مرا فریاد میزند و ناگهان از خواب بیدار میشود.من همچنان او را نگاه میکنم. قطره اشکی در گوشه چشمانش جمع میشود .میخواهم او را در آغوش بگیرم ولی دستانم از او میگذرند و من فراموش میکنم که خیلی وقت است که از همه چیز رد میشوم … از در ، دیوار و حتی او

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: يکشنبه 11 اسفند 1392 ساعت: 17:29

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي من و این هوای بارانی یک فنجان قهوه تلخ تنهایی بی حد و مرز یک قلم و کاغذهای خط خطی یاد تو… یاد تو… و یاد تو که شاهکارِ افکارِ عاشقانه من است…. ببین! این روزها نه باران رنگین کمان میسازد و نه نوشتن از تو افکارم را سبک میکند… و باز من میمانم و قهوه های ته کشیده… و کاغذ های خط خطی و انجماد افکارم و عصر جمعه ای که نفس میگیرد اما… نمیگذرد (با عمق احساس برای تو…)

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1392 ساعت: 15:45

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي خدایا به حرفهایم گوش بده … همین امشبو فقط … دلیل این همه درد چیست ..؟ احساس میکنم روحم آتیش میگیره… هر لحظه به خاطر این بغض… منتظر خفه شدنم … خدایا دلیل اینها چیست …؟ خـــــدایـــــــــــــــا ؛ میدونم ایـن روزهــا حرفهـــایم بوی نــاشـــکری می دهنــد … امـــا تـــو … بـه حســـاب تنهـــایی و درد دل بگـــذار…! تمام زندگیم را دلتنگی پر کرده است … دلتنگی از کسی که دوستش داشتم… و ترکم کرد !!! خــــدایا درد دارم میفهمی؟؟؟ دردهایی که کابوس شبهام… و حقیقت روزهام شده… و حسرتی که به قلبم…ماند خـــــدایـــــــا دلتــنـگم میفهمی؟؟؟ دلتنگی برای کسی که… فرصت اندکی برای خواستنش برای داشتنش داشتم … حق من نیست!!! که به آتش گناهی که… عشق در آن سهمی داشت بسوزانند … خواستم … نشد … فراموش کردن در دامنه تعریف این ذهن نیست … ! در دامنه تعریف این قلب هم نیست … ! گاهی آلزایمر … زیاد هم بد نیست ! خسته ام … از هر تلاش بیهوده ای … که وادارم میکند فراموش کنم…!

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1392 ساعت: 15:43

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي مادر بزرگ اخر شب که می شد اسپند دود می کرد ۳۳ عدد گلپر را در اتش اسپند می انداخت هر کدام که صدای ترکیدنش بلندتر بود نمادی از کور شدن چشم یک حسود بود وحالا… نگاهت سنگین شده نمی دانم به گمانم مردتر شده ای اسپند دود کرده ام به چشمانت خیره می شوم وزیر لب می خوانم: اسپند دونه دونه اسپند سی و… به اینجایش که رسیدم ارام ،ارام دور سرت چرخاندم ساعت ۲ گوینده ی نابینای اخبار گفت: تمام مردم شهر کور شده اند…

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1392 ساعت: 15:41

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي تو که میخواستی امروز بروی پس چرا دیروز با من عهد بستی تو که میخواستی امروز مرا تنها بگذاری پس چرا دیروز مرا عاشق خودت کردی به یادت هست حرفهای روز اول آشنایی را به یادت هست قول و قرارهای آن روز بارانی را به یادت هست فریاد دوستت دارم را به یادت هست از اول کوچه دویدن، به شوق در آغوش کشیدن من را میگفتی میخواهم دنیا نباشد اما مرا داشته باشی یک لحظه نیز نیامده که بدون من نفس کشیده باشی حالا من هستم و نگاهی خسته ، به چه کسی بگویم دردهای این دل شکسته من که مانده ام در پشت درهای بسته ، تو کجایی ، دلت با دلی دیگر در کنار ساحل عشق نشسته روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری کمی دلم آرامتر شده فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده شب های تیره و تار من مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم به یاد می آورم حرفهایت را باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را از آن روز تا به امروز تنهای تنها مانده ام دل به هیچکس ندادم و هنوز با غصه ها مانده ام نمیتوانم فراموشت کنم ، محال است روزی بیاید که یادت نکنم یا با دیدن عکسهایت گریه نکنم نمیتوانم فراموشت کنم…. نمیتوانم فراموشت کنم

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1392 ساعت: 15:35

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي بــه ســلامـتــی مــــن… منـی کــه الان دلـــم واســه یـــه بــی مـعـرفــت تـنـگـــه… مـنــی کــه بـغـضـمــو جـلــو هــمــه قـــورت مـیـدم,کــه یــه وقــت گـریــه نـکـنــم… مـنـی کـــه هــر آهـنـگــی گــوش مـیـدم,فـقــط یــــاد یــه نـفـر مـی افـتـم… مــنـی کـــه تــا مـیـام حـــرف بــزنــم و کـــاری کـنــم سـریـع مـیگـم:بـیـخـیــال… مــنـی کـــه شـبــا از تـنـهایــی و بـــی رویــا بـــودن,بــا هـدفـــون تــو گـوش مـیـخوابــم… مــنـی کــــه ایــن روزا تــو دنــیــای مـجـــازی غـــرق شــــدم… مــنـی کـــه حــتــی دیـگـــه نــمــیدونــم چـــه مـرگـمــه,و چــه ریـخـتــی بـایـــد خــودمــو خـالــی کنـــم… مــنـی کـــه نــامــردی رو در حــقـم تـمـوم کـــردن, و هــنــوزم دلـــم بـلــد نـیـســت نـبـخـشـتــشون… آره رفــیــق… بــــــه ســـلامــتـــی مـــن مــنــی کـــه حــال و روزم شــدیــد طــوفــانـیـــه

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1392 ساعت: 15:31

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي این حرف دل منه بـایــــد کـسـی را پـیـدا کـنـم کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـــــد آنـقـدر کـه یـکــــی از ایـن شـب هـای لـعـــنـتــــــ xadـی آغـوشـــش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتــــگـی ام بـگـشــــایـد هـیـــــچ نـگـویـد . هـیـــــچ نـپـرسـد . فـقـــــط مـرا در آغـوش بـگـیـرد بـعـد هـمـانـجـا بـمـیــرم تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنــده را روزهـایـی کـه دروغ مـی گـویـد روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد روزهـایـی کـه دیـگـر مـــرا در آغـوش نـمـی گـیـرد روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـی شود

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1392 ساعت: 17:16

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي گاهی وقت ها دلم می خواهد خداحافظی کنم با همه و بروم بروم جایی که هیچکس را نشناسم جایی که هیچکس آشنا نباشد جایی که اصلا هیچکس نباشد که بخواهد آشنا باشد یا نه.. دلم می خواهد دل بکنم از همه.. مثل او که تمام زندگی ام را دادم که بماند و نماند.. دلم میخواهد بروم تنها بی خاطره.. جایی که من باشم و قلم و چند کاغذ باطله که عقده ی تمام بی کلمه گی هایم را خالی کنم.. دلم میخواهد خداحافظی کنم..

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1392 ساعت: 17:14

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي تمام دنیای من کسی بود … که اصلا جایی توی دنیایش نداشتم … هر روز صبح بازنگ ساعتی که تو برای بیدار شدنم خریدی… و قاب عکسی که از تو یادگار مانده در کنار تختم… از خواب بیدار میشوم…. افسوس که تو نیستی که حال این من بی تو رو ببینی…! بعد یه مدت تنهایی خاطره ها میشن رفیق تنهایی هات گاهی اشکتو در می آرن گاهی یه لبخند کوچیک گوشه لبت می کارن خاطره ها تلخ و شیرینند و تنها دارایی که کسی نمیتونه ازت بگیرتشون خدایا … دست بشکنه پا بشکنه سر بشکنه اما دل نشکنه … الهی دل هیچکس توی این دنیای خاکستری،این روز ها نشکنه چیه؟ چرا دلت گرفته؟

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1392 ساعت: 17:12

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي میگم قدرشونو بدونید. . . اونایی که هنوز دوست داشتنشون نابه اونایی که هنوز تورو همونجوری که هستی قبول دارن اونایی که هنوز آغوششون بوی محبت میده نه هوس اونایی که هنوز وقتی عصبانی هستی میگن بیا بغلم دیوونه بازی بسه اونایی که هنوز با وجود تموم مشکلات روز تولدتو یادشونه اونایی که هنوز وقتی به دیدنت میان همون خوراکی رو برات میخرن که دوست داری اونایی که هنوز یه تار موی تورو با صدتا بهتر از تو عوض نمیکنن اونایی که هنوز به داشتن تو و بودن کنار تو افتخار میکنن اونایی که هنوز دستاتو به گرمی روزای اول تو دستشون میگیرن اونایی که هنوز از گفتن دوستت دارم روزی صد بار بهت ابایی ندارن اونایی که هنوز همه ی هم و غمشون شاد کردن دلته … طاقت اشکاتو ندارن اونایی که هنوز با عشق واست غذا درست میکنن و ازتماشای خوردن تو لذت میبرن اونایی که خیلی از ما فکر میکنیم نسلشون منقرض شده ولی باور کنید هنوزم هستن بین ماها اگه یکی از اینا رو دارید قدرشو بدونید. . . . کمیابن ولی نایاب نیست

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1392 ساعت: 17:21

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي من دیوانه نیستم فقط کمی تنهایم همین! … چرا نگاه می کنی؟ تنها ندیده ای؟ به من نخند من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم …بــودن یـا نـبـودن … مساله ایـن است …! هــســتم … میروی سـراغ دیـگری … نــیـســتم … مـیـروی سراغ دیـگـری … دیدن این لحظه ها ، بـاور کن زجر آور است…. زجر آور است…. فلـسـفه ی بـودن من ، پـــوچ است انگار. کی گفته زمان طلاست؟ من مزه مزه اش کردم… زمان عین الکله… ثانیه ثانیه میسوزونه میره تو عمق وجودت… مست مست که شدی, چشاتو باز میکنی میبینی عمرت گذشته و تو موندیو خماری از دست رفتن یک عمر… حالا که رفته ای دلم بیشتر از خودم برای تو می سوزد فکر میکنی کسی به اندازه ی من دوستت خواهد داشت !!!

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1392 ساعت: 17:07

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي تنهایی... آروم آروم به نبودنت عادت میکنم... چون هیچوقت داشتنت رو تجربه نکردم.... دیگه به داشتن چشمهای پر از حسرتم عادت کردم ... سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهایی انقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی... نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم. دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتم دیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم ....... تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفتم ... یاد گرفتم چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی ... یاد گرفتم نفس بکشم... بی تو...و بیاد تو یاد گرفتم چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن... و جای خالی ات را با خاطراتت پر کنم.... خوش به حال اونی که دستای تو رو میخواد بگیره... یادت باشه هنوز تو قلبمی... حسود نیستم ولی به شریک زندگیت حسودیم میشه...

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: سه شنبه 6 اسفند 1392 ساعت: 17:04

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي می آیی؟ می آیی یک شب رو به آسمان دراز بکشیم تو ماه را رصد کنی من چشمان ماهت را؟ می آیی؟ می آیی گم شویم میان تاریکی شب تو ستاره ها را بشماری من گیسوان کهکشانی ات را؟ راستی وسط رویاهایمان خوابت نبرد؟ چشمان ماهت را که ببندی من و ستاره ها باهم خانه خراب می شویم

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1392 ساعت: 18:13

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي کجایی هم نشین لحظه های داغ و تبدارم ؟ ببین رفتی ومن با ابرها تا گریه می بارم تصور کردنت تنها امیدم هست می دانی ؟ اگر شاعر شوی، می بینی ام با ماه بیدارم بیا یک لحظه، فروردین چشمانم !خدایم شو که تا پاییز سالی نانوشته فکر دیدارم هزاران چشمک مبهم ،هزاران قصه ی بی تو هزاران خنده ی مرده ،نمیدانم چه بشمارم ؟ ترانه با تو می خندد،غزلها در نگاهت مست سپیدی از تو موزون شد وَمن تک بیتِ بیمارم مرا در شهر آدم ها رها کردی و من بی تو فقط یک دفتر شعر و کمی هم قاصدک دارم شبیه نقطه چینم که فقط پر می شوم با تو! برو انگار باید بی نهایت نقطه بگذارم …..

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1392 ساعت: 18:08

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي تو که با پاهایت بر روی قلبم آمدی و آن را شکستی ، پس چرا هنوز قلبم به امید فردا ماندنی است . فردا دلم را به رویاها خوش کرده ام ، رویایی که دیگر تو درون آن نباشی و هیچ ردپایی را از تو درآنجا نبینم که اگر ببینم آتش میگیرم ، برای همیشه از من دور شو که نمیخواهم از غصه بودن تو بمیرم. روزی بود روزگاری، تو بودی و من نیز دیوانه تو بودم ، تو قلبم را شکستی ، قصه عشق را ناتمام گذاشتی و رفتی ، قصه را دیگر کسی نخواند ، تو مرا در قصه جا گذاشتی ، قصه تمام شد و من نیز از یادت فراموش شدم. این دیگر قصه نیست ، حقیقتیست تلخ ، از آنچه در قلب شکسته ام میگذرد. با این نفرتی که نسبت به تو دارم ، تا غرورت را بیش از این نشکسته ام ، قلب هزار رنگت را بردار و از اینجا برو . اگر من بی وفا بودم ، اگر برایت کم گذاشتم و عاشقت نبودم ، پس چرا آن زمان که با تو بودم همه میگفتند ( ساده بودی که عاشق بودی ، روز و شب اشک میریختی و دیوانه بودی ، آفرین به تو که رهایش کردی ، او لایق تو نبود ، تو حتی قلبت را نیز فدایش کردی !)

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: جمعه 2 اسفند 1392 ساعت: 21:08

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي تف می کنم وجب به وجب لحظه ها را بی تو پیراهن یوسف تیشه ی فرهاد قصه تلخ شیرین زوزه ی تنهایی تاول زده ام تمام غیر تو را با این همه بی طاقتی نمی پرسی کجا چرا پاییز را طی کرده به کدام کوچه رسیده ام؟! من در انتهای چشمهایت ماندم زندگی می رفت به ته التهاب تو رفته بودی و من احتمالا اندکی دیر تو را نخواهم دید شاید خیلی! زندگی رفته بود تو رفته بودی من دیر کرده ام؛ دیر…

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: جمعه 2 اسفند 1392 ساعت: 21:04

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي این بازی نیست ! این کودکانه هایِ من نیستند … اینجا من … به اندازه ی تمامِ خنده هایِ تو ، دلخوشی لازم دارم ، تا بفهمم که تنها نیستم … سفسطه نمی کنم ! دلم گواهی می دهد که آمدنت ، بزرگترین اتفاقِ لحظه هایِ سرشارِ من است … اگر گُل می دهم در زمستانِ این روزهایِ زمین ، برایِ باوری است که سالیانِ دراز در دلم ریشه زده بود … قبله ام را به چشم هایِ تو می دهم، نماز کن در سپیده دَمِ بارانیِ فردا ….

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: جمعه 2 اسفند 1392 ساعت: 21:00

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي شب وداع شب درد شب سکوت شب اشک شبی که خیال صبح شدن نداشت شبی که در اوج گرما یک نفر لرزید شبی که عشق مرا نفرین کرد شبی که دل هم مرا نفرین کرد شبی که تو از من پرسیدی و از حسی گفتی که من به آن ایمان داشتم و آن شب، حست باز مرا لو داده بود و باز تو می خواستی از زبان خودم بشنوی اما مرا یارای گفتن نبود لب فرو بستم خاموش ماندم بهانه آوردم گویی قفل خموشی بر دهانم زده بودند سکوت و سکوت از من اصرار و اصرار از تو گفتم که نمی توانم اما تو باز هم اصرار کردی شوقی در صدایت بود و من می دانستم که منتظر شنیدن چه هستی حست درست گفته بود ولی مرا قدرت اعترافی آنگونه نبود مرا تاب آن همه خجلت نبود در دلم غوغایی بود اما نمی توانستم نمی توانستم لاجرم از جدایی گفتم از ترس هایم و از حرف هایی که از وداع نشانی می داد و تو چه زود به حست شک کردی اما من هنوز .. بگذریم این روزها دائم با خودم زمزمه می کنم سلاخی که می گریست به قناری کوچکی دلباخته بود سلاخی که می گریست به قناری کوچکی دلباخته بود ..

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: جمعه 2 اسفند 1392 ساعت: 20:57

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي ماه من غصه چرا؟ آسمان را بنگر که هنوز بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست… گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد! یا زمینی را که دلش از سردی شب های خزان نه شکست و نه گرفت! بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهامان چید! تا بگوید که هنوز پر امنیت واحساس خداست… ماه من! دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن کار آنهایی نیست که خدا را دارند! ماه من! غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه ایت از لب پنجره ی عشق زمین خورد و شکست… با نگاهت به خدا چتر شادی واکن … و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست! او همانی است که در تاریک ترین لحظه ی شب راه نورانی امید نشانم میداد! اوهمانی است که هرلحظه دلش می خواهد زندگی غرق شادی باشد… ماه من! غصه اگر هست؛ بگو تا باشد! معنی خوش بختی بودن اندوه است! این همه غصه و غم این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه میوه ی یک باغند همه را با هم و با عشق بچین!

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1392 ساعت: 11:35

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي چرا گرفته دلت،مثل آن که تنهایی. چقدر هم تنها! خیال میکنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی. دچار یعنی عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگرکه ماهی کوچک،دچار آبی بیکران باشد. چه فکر نازک غمناکی! و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است. و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند و دست منبسط نور روی شانه آنهاست. نه،وصل ممکن نیست، همیشه فاصله ای هست. اگرچه منحنی آب بالش خوبی است برای خواب دلاویز و ترد نیلوفر، همیشه فاصله ای است. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. و عشق… سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست. و عشق صدای فاصله هاست. صدای فاصله هایی که غرق ابهامند…. (ســهـــراب ســپــهری،بخشی از شعر مـــســافـــر)

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1392 ساعت: 11:34

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي وقتی ۱۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم .. صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی وقتی که ۲۰ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی وقتی که ۲۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی پیشونیم رو بوسیدی گفتی بهتره عجله کنی ، داره دیرت می شه وقتی ۳۰ سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری بعد از کارت زود بیا خونه وقتی ۴۰ ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی : باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری تو درسها به بچه مون کمک کنی وقتی که ۵۰ سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم تو همونجور که بافتنی می بافتی بهم نگاه کردی و خندیدی وقتی ۶۰ سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی وقتی که ۷۰ ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم من نامه های عاشقانه ات رو که ۵۰ سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم و دستامون تو دست هم بود وقتی که ۸۰ سالت شد ، این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری نتونستم چیزی بگم فقط اشک در چشمام جمع شد اون روز بهترین روز زندگی من بود ، چون تو هم گفتی که منو دوست داری به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی چون زمانی که از دستش بدی مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی اون دیگر صدایت را نخواهد شنید ..

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1392 ساعت: 11:37

 آپلود سنتر دائمی  و همیشگی نیلوبلاگ با ساپورت پسوند های لازم , آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي از نظر مردها وقتی : به مردی احترام میذاری یعنی بهش علاقه داری به مردی احترام نمیزاری یعنی بی شخصیتی و تربیت خانوادگی نداری به سوال مردی پاسخ میدی یعنی داری پا میدی جوابش رو نمبدی یعنی امل و ندید بدید و دهاتی هستی لبخند میزینی یعنی جلفی نمیخندی یعنی بد اخلاقی و بیچاره اونی که قراره تو رو تحمل کنه وقتی حرف میزنی و معاشرت میکنی و از خودنت دفاع میکنی یعنی هفت خطی وقتی سکوت میکینی یعنی منزوری هستی و روابط عمو.می خوبی نداری و شاید مشکل روانی داری! وقتی گریه میکنی یعنی سست و ضعیفی و یا داری اشک تمساح میریزی گریه نمیکنی یعنی بی احساسی و زنانگی نداری و رفتارت مردونه اس وقتی دوست پسر داری یعنی خرابی هرچند این رو به روت نمیارن وقتی دوست پسر نداری یعنی دروغ میگی و داری جانماز “آب میکشی وقتی قصد ازدواج داری یعنی میخوای یکی پیدا بشه آویزونش بشی و خودت رو بهش بندازی وقتی قصد ازدواج نداری یعنی داری کلاس میذاری و از خداته یکی بیاد تو رو بگیره و…و….و….. باتمام اینا من یه زنم میگم میخندم اشک میریزم میجنگم عشق میورزم تو مرد باش مردی که با تمام مردانگی ات حتی یک روز هم نمی توانی زیر بار این فشار ها و قضاوتهای بی ربط به جای یک زن زندگی کنی.

برچسب: نویسنده: انیسا تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1392 ساعت: 11:38

صفحه بندی